قدرت انصارالله فراتر از توان نظامی متعارف است

تحولات یمن در هفته های اخیر وارد مرحله ای تازه شده است؛ مرحله ای که در آن جنبش انصارالله با پیشروی در ساحل غربی و نزدیک شدن به تنگه باب المندب، به بازیگری منطقه ای با توانایی تحت تأثیرقرار دادن کریدورهای حیاتی تجارت و انرژی تبدیل شده است. هم زمانی این پیشروی ها با هدف قرار گرفتن تأسیسات نفتی عربستان و ظهور «توافق مکه» میان ریاض، آنکارا و اسلام آباد، نشان می دهد که منطقه در آستانه بازتعریف ساختارهای امنیتی خود قرار گرفته است.

تحولات یمن در هفته های اخیر وارد مرحله ای تازه شده است؛ مرحله ای که در آن جنبش انصارالله با پیشروی در ساحل غربی و نزدیک شدن به تنگه باب المندب، به بازیگری منطقه ای با توانایی تحت تأثیرقرار دادن کریدورهای حیاتی تجارت و انرژی تبدیل شده است. هم زمانی این پیشروی ها با هدف قرار گرفتن تأسیسات نفتی عربستان و ظهور «توافق مکه» میان ریاض، آنکارا و اسلام آباد، نشان می دهد که منطقه در آستانه بازتعریف ساختارهای امنیتی خود قرار گرفته است.

در همین رابطه قاسم الغراوی، تحلیلگر سیاسی عراق در گفت وگو با ایکنا به بررسی ابعاد مختلف این تحولات پرداخت که مشروح آن در ادامه می آید:

ایکنا ـ با توجه به افزایش کنترل جنبش انصارالله بر ساحل غربی، فشار بر تنگه باب المندب و هدف قرار دادن منافع نفتی عربستان، آیا می توان گفت تحولات یمن از درگیری های گسترده تر منطقه ای جدا نیست؟

دقیقاً همین طور است. صحنه تحولات یمن دیگر از درگیری های گسترده تر منطقه ای جدا نیست. افزایش کنترل انصارالله بر ساحل غربی، فشار بر تنگه باب المندب و هدف قرار دادن منافع نفتی عربستان که هم زمان با ظهور «توافق مکه» میان عربستان، ترکیه و پاکستان رخ داده است؛ همگی نشان دهنده گذار منطقه از مرحله جنگ های نیابتی به مرحله ای است که در آن ساختارهای امنیتی منطقه بازتعریف می شوند .

ایکنا ـ توانمندی های دفاعی جنبش انصارالله یمن را چگونه ارزیابی می کنید؟

انصارالله به یک نیروی نظامی منطقه ای تبدیل شده است که دیگر نمی توان آن را صرفاً یک گروه مسلح محلی دانست. قدرت اصلی این جنبش در توانمندی های موشکی و پهپادی، گستره جغرافیایی عملیاتی، تجربه رزمی فراوان و توانایی انجام عملیات در عوارض پیچیده کوهستانی و ساحلی نهفته است .

نکته حائز اهمیت این است که تحولات اخیر، توانایی این گروه را برای تغییر وضعیت از حالت تدافعی به ابتکار عمل تهاجمی و تصرف مواضع راهبردی ساحلی ـ تا حد رسیدن به بندر «مخا» در نزدیکی تنگه باب المندب ـ به اثبات رسانده است. این تحول، اهرمی راهبردی به این جنبش می دهد که بسیار فراتر از ابعاد نظامی متعارف آن است .

با این حال، این بدان معنا نیست که انصارالله برتری نظامی کلی نسبت به عربستان یا ائتلاف های مخالف دارد؛ چرا که موازنه قوای متعارف به ویژه در زمینه قدرت هوایی، منابع و توانمندی های فنی؛ همچنان به نفع رقبای آن است. قدرت انصارالله نه در داشتن ارتشی متعارف و عظیم، بلکه در توانایی آن برای افزایش هزینه های جنگ، مختل کردن کریدورهای حیاتی دریایی و تهدید زیرساخت های نفتی و کشتیرانی بین المللی نهفته است .

ایکنا ـ کنترل کامل انصارالله بر تنگه باب المندب چه تأثیری بر موازنه قوا خواهد داشت؟

اگر انصارالله موفق شود کنترل نظامی یا آتش باری گسترده ای بر هر دو سوی کریدور منتهی به تنگه باب المندب اعمال کند، این امر یک تحول راهبردی بزرگ محسوب خواهد شد. باب المندب صرفاً یک تنگه یمنی نیست، بلکه یکی از شریان های حیاتی تجارت و جریان انرژی میان آسیا و اروپا به شمار می رود. خبرگزاری رویترز برآورد می کند که حدود 7 درصد از تولید جهانی نفت از این تنگه عبور می کند؛ ضمن اینکه این گذرگاه برای تردد تجاری به مقصد کانال سوئز نیز اهمیتی حیاتی دارد .

در این شرایط، انصارالله از نیرویی که بر امنیت یمن و عربستان تأثیر می گذارد، به نیرویی تبدیل می شود که قادر است بر امنیت اقتصادی جهان نیز اثرگذار باشد. با این حال، باید میان کنترل خط ساحلی و اعمال کنترل کامل حقوقی بر تنگه تمایز قائل شد؛ تنگه یک آبراه بین المللی است و هرگونه تلاش برای اعمال کنترل واقعی بر آن، احتمالاً واکنش و مداخله گسترده بین المللی را در پی خواهد داشت .

ایکنا ـ موازنه قوا پس از پیشروی های اخیر انصارالله چگونه تغییر خواهد کرد؟

این پیشرفت اخیر به معنای آن نیست که انصارالله از نظر نظامی قدرتمندتر از عربستان سعودی شده است؛ بلکه نشان دهنده تغییری در ماهیت موازنه قواست .

عربستان سعودی در زمینه قدرت هوایی، منابع مالی و فناوری برتری دارد، در حالی که انصارالله از ظرفیت بیشتری برای جنگ فرسایشی، حملات نامتقارن و تهدید کشتیرانی و منابع انرژی برخوردار است. پیشروی به سمت «مخا» و ساحل غربی، برگ برنده جدیدی به توانمندی های راهبردی انصارالله می افزاید و آن «جغرافیای دریایی» است .

بنابراین، موازنه جدید را می توان این گونه توصیف کرد: عربستان سعودی در قدرت نظامی متعارف برتری دارد، در حالی که انصارالله در توانایی مختل کردن منافع راهبردی و افزایش هزینه های جنگ سرآمد است؛ و این دقیقاً همان معادله جنگ نامتقارن است .

ایکنا ـ ارزیابی شما از ناتوانی عربستان سعودی در غلبه بر انصارالله و عدم حمایت آمریکا از ریاض چیست؟

معتقدم توصیف وضعیت به عنوان «ناتوانی مطلق» عربستان، نیازمند ظرافت و دقت بیشتری است. عربستان سعودی از نظر نظامی درمانده نیست، اما با چالشی راهبردی و پیچیده تر روبه روست، چرا که برتری نظامی در جنگ نامتقارن، ضامن پیروزی قاطع نیست .

مهم ترین تحول این است که به نظر می رسد ریاض بیش از پیش مایل است به جای تکیه صرف بر ایالات متحده، چتر امنیتی خود را متنوع سازد. اهمیت «توافق مکه» نیز در همین نکته نهفته است: عربستان دیگر صرفاً به دنبال حمایت آمریکا نیست، بلکه قصد دارد یک شبکه امنیتی منطقه ای چندجانبه ایجاد کند که شامل پاکستان و ترکیه نیز می شود. این توافق بر اصول دفاع متقابل و هماهنگی نظامی استوار است .

در مورد این ادعا که آمریکا، عربستان را «رها کرده» است، باید گفت که این سخن اغراق آمیز است. دقیق تر آن است که بگوییم واشنگتن دیگر نمی خواهد تنها ضامن امنیت خلیج فارس باشد؛ موضعی که ریاض را ناچار به تنوع بخشی به گزینه های راهبردی اش می کند و همچنین نمی خواهد درگیر رویارویی با انصارالله شود یا جبهه دومی را بگشاید .

ایکنا ـ آیا بندر «ینبع» و صادرات نفت عربستان با چالشی جدی روبه رو هستند؟

بله، و این شاید خطرناک ترین تحول در بحران کنونی باشد. فشار بر عربستان سعودی دیگر تنها به مرزهای جنوبی یا تأسیسات «جیزان» محدود نمی شود؛ بلکه خطرات آن به مسیرهای دریایی و تأسیسات نفتی مرتبط با دریای سرخ نیز کشیده شده است .

بر اساس آخرین گزارش ها و برآوردهای آژانس بین المللی انرژی، میزان عرضه نفت عربستان در ماه اوت به حدود 6 میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ رقمی که بازتاب دهنده تأثیر حملات به کشتی ها، زیرساخت های نفتی و خطوط کشتیرانی در نزدیکی تنگه باب المندب و بندر «ینبع» است .

این وضعیت معادله ای بسیار حساس پدید می آورد؛ از یک سو تنگه هرمز تحت فشار است و از سوی دیگر تنگه باب المندب، و در این میان، ینبع در کانون مسیر جایگزین عربستان برای صادرات نفت از طریق دریای سرخ قرار دارد .

در نتیجه، تهدید علیه ینبع حتی اگر به تعطیلی این بندر منجر نشود برای افزایش هزینه های بیمه و حمل ونقل و وادار کردن شرکت های کشتیرانی به بازنگری در عملیات هایشان کافی است. بنابراین، خطر واقعی صرفاً در هدف قرار گرفتن یک نفتکش نیست، بلکه در تبدیل خود مسیر دریای سرخ به کریدوری پرخطر نهفته است .

ایکنا ـ فعال سازی «توافق نامه مکه» را با توجه به تحولات اخیر یمن چگونه ارزیابی می کنید؟

توافق نامه مکه دیگر صرفاً یک پیمان سیاسی میان سه کشور نیست؛ تحولات یمن اکنون معنای واقعی بند «دفاع متقابل» در این توافق را به بوته آزمایش گذاشته است .

اگر عربستان سعودی با حملات گسترده ای به خاک یا تأسیسات نفتی خود مواجه شود، آیا ترکیه و پاکستان از هماهنگی سیاسی به سمت مشارکت نظامی عملی حرکت خواهند کرد؟

این توافق نامه بر این اصل تأکید دارد که تجاوز به یکی از کشورهای امضاکننده، به منزله تجاوز به سایرین تلقی می شود؛ همچنین سازوکارهایی را برای همکاری نظامی، پدافند هوایی، عملیات پهپادی و جنگ الکترونیک تعیین می کند .

با این حال، فعال سازی نظامی این توافق علیه «انصارالله» تصمیمی بسیار حساس خواهد بود، چرا که می تواند جنگ یمن را از یک مناقشه میان عربستان و یمن به یک بحران منطقه ای چندجانبه تبدیل کند. پارادوکس ماجرا همین جاست: در حالی که هدف توافق نامه مکه بازدارندگی و پیشگیری از جنگ است، فعال سازی نظامی آن می تواند عملاً به گسترش دامنه درگیری منجر شود .

انتهای پیام

نظرات

captcha